دوستی میگفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم،
بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند.
تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند؛
ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
همکلاسی داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره خودش بود.
هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود،
حتی اگر نصف کلاس غایب بودند،
همکلاسی من میگفت: استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس،
میگفت: استاد امروز همه غایبند، هیچکس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند،
و دورادور میشنیدم که زندگی خوبی دارند.
امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است:
هیچکس زنده نیست؛ همه مُردند.”