من هفته هفت بارداریمم شوهرم وقتی فهمید قیامت کرد گفته باید سقط کنی اینقدر عصبانیم کرد که به لکه بینی افتادم من موندم و یک غم بزرگ دوتا پسر دارم آرزوی دختر داشتم باورم نمیشه دارم آرزوی بدست اوردمو از دست می دم شبا خوابش رو میبینم بغلش کردم تو خواب محکم فشارش دادم شوهرم حال منو درک نمیکنه وضع مالیمون هم خوبه ولی لج کرده باید یا من انتخاب کنی یا بچه بغض سنگین گلوم داره می کشم
همه چیز درست میشه ؛ دقیقا ۳۲ ام همین ماه ساعت ۲۵ :) . ✓ بهتر است برگردیم به دوران جاهلیت اعراب و دخترانمان را زنده به گور کنیم ، دختران که خدای نکرده حق خندیدن و عاشق شدن را ندارند ... مالک اصلی بدن و روح آنها همان مردانی هستند که به اسم غیرت سر از تنشان جدا می کنند و دیگران آنها را تحسین میکنند ...کاش کسی بود که به مردها حالی میکرد تو چه پدر باشی چه شوهر ، صاحب هیچ کدام از اعضای بدن زن نیستی ، بجای او تصمیم نگیر ، بجای او فکر نکن ، بجای او حرف نزن ، بجای او زندگی نکن و چون زور بازوی بیشتری داری ،، نه عقل بیشتر!!، به او آسیب نزن ... ما همه انسانیم عهد بستیم که انسان باشیم... کاش آدمی را آدمیب بود . (غمگینم برای تمام دختران و زنان مظلوم دنیا 💔)
جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم