من هفته هفت بارداریمم شوهرم وقتی فهمید قیامت کرد گفته باید سقط کنی اینقدر عصبانیم کرد که به لکه بینی افتادم من موندم و یک غم بزرگ دوتا پسر دارم آرزوی دختر داشتم باورم نمیشه دارم آرزوی بدست اوردمو از دست می دم شبا خوابش رو میبینم بغلش کردم تو خواب محکم فشارش دادم شوهرم حال منو درک نمیکنه وضع مالیمون هم خوبه ولی لج کرده باید یا من انتخاب کنی یا بچه بغض سنگین گلوم داره می کشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
باورم نمیشه اسم کاربریمو ساسا جون میخونید!!!!!!!!!!!!!!!چرا اخه! عزیزان سَه سَه جون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ترجیععععع میدهم به ذوق خویش دیوانه باشم تا به میل دیگران عاقل!!!!!!! ترجیع میدم ترجیح و ترجیع بنویسم دوست عزیز مگر نه اندازه یه ترجیح سواد دارم😂😂😂😂
اسی کارت واقعا زشته تاپیک زدی انلاینی و جواب هیچکیو نمیدی
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
خودم ده تا چله و نذر برداشتم که حامله بشم چون خواب دیدم حضرت زینب به من گفتند اسم دخترت رو زینب بزار وقتی بچه بودم این خواب دیدم از اون موقع تا الان فقط به فکر دختر دار بودنم حالا با همه راز و نیاز حامله شدم شوهرم میگه من حوصله بچه ندارم
به نظرم حق داره.... بچه دار شدن یه تصمیم دونفرست دو طرف باید راضی باشن.... مثل اینکه زن نخواد بارداریو ولی مرد گولش بزنه و باردار بشه.... خیلی سخته خب
باورم نمیشه اسم کاربریمو ساسا جون میخونید!!!!!!!!!!!!!!!چرا اخه! عزیزان سَه سَه جون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ترجیععععع میدهم به ذوق خویش دیوانه باشم تا به میل دیگران عاقل!!!!!!! ترجیع میدم ترجیح و ترجیع بنویسم دوست عزیز مگر نه اندازه یه ترجیح سواد دارم😂😂😂😂
خودم ده تا چله و نذر برداشتم که حامله بشم چون خواب دیدم حضرت زینب به من گفتند اسم دخترت رو زینب بزار ...
بگو گولش زدی یا نه؟؟
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته