هم تو دلم زود قضاوت کردم هم اینکه ضایع شدم هم اینکه یه خاطره خنده دار تو ذهنم ثبت شد.
رفتم از این مغازه های هایپر ارگانیک خرید کردم ،یدونه قرص خونساز برا کم خونیم گرفتم یه بطری آب انار و یه مقدار کشک محلی چون ویارمه....میخاستم حساب کنم ک دیدم یه خانومه برا پسرش یه بسته بسکوئیت برداشته میخاسته کارت بکشه ولی هرچی کارت میکشید حسابش میزد موجودی ناکافی....
فروشنده هم حاضر نبود پس بگیره چون بسته بسکوییته باز شده...بعد یه اقایی گف من حساب میکنم فک کردم بسته بسکوییت خانومه رو میخواس حساب کنه ک دیدم دسشو گذاشت رو خریدای خودش ،تو دلم گفتم خیر سرش با اون قیافه ی مذهبی ک برا خودت درست کردی واقعا سختته ۱۷ تومن پول بسکوئیت خانومه رو حساب کنی...رو کردم به خانومه گفتم عزیزم نگران نباش خودم حساب میکنم خانومه کلی ازم تشکر کرد بسته بسکوئیتشو برداشتو رفت....بعد من میخاستم خریدامو حساب کنم ک ب فروشنده گفتم یادت نره بسکوئیت خانمه رو هم حساب کنی....
ادامه پست بعدی