خودم گفتم خان بر سرم الان یادم میوفته میخوام خودمو جرررر بدم😷😷🤕🤕🤕🤕
لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود 🖤🤍حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت 🖤🤍سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم🖤🤍سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت🖤🤍 تا سه بس بود که بشمرد و در دام افتد🖤🤍گفت ..یک گفت ..دو افسوس سه را دوست نداشت 🖤🤍من تو خط موازی ..؟ نرسیدن..؟هر گز دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت 🖤🤍درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که 🖤🤍 از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🖤🤍تو میتوانستی به چشمانم نگاه کنی و گلویم را با چاقوی تیز بُبری و من میتوانستم در آخرین نفس از تو بخاطر خونی شدن دستهایت معذرت بخواهم ......🖤🤍 تاریخ در شب با الکل و زن نوشته شد 🤍🖤
دوستم میگفت خاستگارا میان دم خونمون گریه میکنن،ماماناشون زنگ میزنن گریه میکنن ک منو بدن بهشون
چقدر خوبه که با کاربرای دیگه خوب حرف بزنیم واگه با نظرشون مخالفیم یا تاپیکشونو دوست نداریم ریپلای نکنیم و وارد تاپیک نشیم،اینجوری ناخودآگاه دل کسیم نمیشکنیم
تمام دروغ های عجیب وغریب از اون میشنوم جوری که ادم نمیدونه بخنده گریه کنه بچه هم دروغاش میفهمه 😐
بعد چند سال زندگی سمی امسال تونستم روی پای خودم بایستم و تمومش کنم شنیدم شنیدم شنیدم حرف مردم رو ولی رها کردم هرچیزی که شادی از من وبچم گرفته بود امیدوارم برای همیشه کنار بچم شاد وخوشحال باشم💛
یکی از هم مدرسیامون دماغش چسب داشت بعد یکی از فامیلاشون ک فامیل رفیقماهم میشد رو دید گف دندونشو جراحی کرده😐
Take me to church/I'll worship like a dog in the shrine of your lies/I'll tell you my sins,and you can sharpen your knife/Offer me that deathless death/Oh good God,let me give you my life🖤