ابجیم عقده ۳۰ سالشه بعد بعد امروز باهاش دعوا کردم بهم گفت تورو هیچکی نمیگیره .بعدش قبلا با یه پسری میخواستم ازدواج کنم مامانش اینا قبول نکردن چون پسرشون اسرار کرد مامانه اومده بزور خواستگاری بعدم تورو بابام گفت ما دخترتونو نمیخوایم و دعوا شد .خلاصه امروز ابجیم همش تو دعوا میگفت تورو هیچکی نمیخواد حتی اون پسره نیومد بگیردت و مامانش اومد گفته نمیخوایمیتا ووووو یه عالمه حرف دیگه دلم خیلی شکست اصلا دلم نمیخاد ببینمش دیگه حالم ازش بهم میخوره 😔