ابجیم عقده ۳۰ سالشه بعد بعد امروز باهاش دعوا کردم بهم گفت تورو هیچکی نمیگیره .بعدش قبلا با یه پسری میخواستم ازدواج کنم مامانش اینا قبول نکردن چون پسرشون اسرار کرد مامانه اومده بزور خواستگاری بعدم تورو بابام گفت ما دخترتونو نمیخوایم و دعوا شد .خلاصه امروز ابجیم همش تو دعوا میگفت تورو هیچکی نمیخواد حتی اون پسره نیومد بگیردت و مامانش اومد گفته نمیخوایمیتا ووووو یه عالمه حرف دیگه دلم خیلی شکست اصلا دلم نمیخاد ببینمش دیگه حالم ازش بهم میخوره 😔
خدایا شکرت برا همه اون وقتایی که گمان نمیکنی و ولی میشود .امشب از ته دلم شکرتو میگم ♥️♥️♥️
خواهرت حسوده ولش کن یه شوهر کرده فکر کرده شاخ غول شکسته
اون موقعم که دوست پسرم میخواست بیاد هی میگفت تو خیلی خوش شانسی عاشق شدی من سنتی ازدواج کردم من راضی نیستم ولی تو خوشانسی بابا راحت قبول میکنه تورو دوست داره و این حرفا اخرشم نشد😔
خدایا شکرت برا همه اون وقتایی که گمان نمیکنی و ولی میشود .امشب از ته دلم شکرتو میگم ♥️♥️♥️