بخدا منم همین کار رو کردم.
به شوهرمم گفتم رسم و رسوم نمیخوام.
به خدا نه بی حرمت شدم نه توسری خور.
بی دردسر و بی دعوا هم رفتیم سر خونه زندگی مون.
جاری من تا شب عروسی دعوا و دلخوری داشت با شوهرش سر کشتن گوسفند حتی؛
گفت ارج و قربمو میخوام حفظ کنم.
در صورتی که زن و شوهر تا یه هفته جدا میخوابیدن سر بحث رسن و رسوم و دلخوری های دو طرف