دیشب ساعت سه یه دفعه صدای زنگ گوشی اومد جاخوردم دوباره صداش اومد سریع قطع کرد بعد صدای اس منومیگی سرجام خشکم زد تنهام اخه خونم ویلایی هیچی دیدم صدای حرف زدن میادازخونه همسایه دیوار به دیوار بیخیال شدمگفتم لابد اونان اماامشب،بیداربودم بچم خاب برقاروخاموش کرده بودم یه دفعه آیفون زنگ خورد فکرکردم شوهرمه آخه بعضی وقتا بی خبرمیاد ازسرکار رفتم جواب دادم هیچ کس چیزی نمیگفت😭😭😥دیگه نفهمیدم میلرزیدم همینجور زنگ زدم شوهرم خاموش بود زنگ زدم بابام بنده خداداشت دورازجون سکته میکرد حالا بابام کجا تبریز وای یهو تلفن خونه زنگ خورد😭😭دیگه تصورکنید قیافه منو بابام گفت جواب بده دیدم دوست خرم باشوهرش میگه خاستم اذیتت کنم🤕🤕اینقدرفحشش دادم قلبم داشت وایمیستاد