2777
2789
عنوان

ته دنیا

553 بازدید | 27 پست

مرگ آرزو کردم برای وجودم،با تمام وجودم..باشد که این خواسته تنها خواسته محقق شده ام از جهان باشد..متنفرم از خودم!

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

😍👌

من تکواندوکارم....موقعی که همه همسنام ارزوی داشتن گوشی و...بودند من ارزوم بود تکواندوکار بشم ...در راه تکواندو خیلییییییییییییییییییی سختی کشیدم انقدری که حتی نمیتونید تصورشم بکنید ولی بعد سالها بهش رسیدم با اینکه هرموقع حاضر میشم برم باشگاه از اومدنم خبر ندارم که ایندفعه کجام میکشنه یا شبا از درد عضلاتم نمیتونم بخوابم یا موقعی که همه مهمونی و جاهای دیگن من تو باشگاه دنبال مبارزم یا عین همه دخترا ناخن های بلند و مشت های خوشگل ندارم ولی... تکواندو عشقه منه به این سادگیا به دستش نیاوردم که به این سادگیا از دستش بدم. اینارو نگفتم که شما مسخرم کنید اینارو گفتم بهتون بگم اگه ارزویی دارید از اسمون سنگم بباره از فکرش نیاین بیرون یا اگه بهش به هر سختی رسیدید به این اسونیا از دستش ندید❤با اینکه دخترم اما مثل پسرها و خیلیی بیشتراز اونا غیرت دارم کارهایی کردم که حتی بعضی از پسراهم نکردن همه میگن تو جز لباس پوشیدنت همه چیت شبیه پسراس درمورد رمان و تکواندو سوالی داشتید در خدمتتون هستم🙃💜رفتم خودکشی کنم وقتی شروع کردم ...تصویر پدرو مادرم اومد جلوی چشام که بعد من همه ی فامیل که دشمنی منو دارن بهشون طعنه کنایه میزنن و اونام تحقیر میشن خودکشی نکردمو برگشتم🙃🤘 

وقتی که اونقدرکم اوردی که حدی براش پیدا نمی کنی...خودتو هیچ نمی دونی..خسته ای و هر لحظه تحمل همه چی برات عذابه...نفس کشیدن زجره برات...ب چی پناه ببرم؟

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وقتی که اونقدرکم اوردی که حدی براش پیدا نمی کنی...خودتو هیچ نمی دونی..خسته ای و هر لحظه تحمل همه چی ...

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .


خدا...چه اسم اشنایی..همیشه صداش کردم..چقدر ازش خواستم نجاتم بده از این خونه...چقدر خیلی چیزا ازش خواستم و نداد..اما ازش ناامید نشدم هنوز..ولی ته امیدمه..اخرشه...از مو هم نازک تره..نزدیک به بریدنم...

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

خدا...چه اسم اشنایی..همیشه صداش کردم..چقدر ازش خواستم نجاتم بده از این خونه...چقدر خیلی چیزا ازش خوا ...

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .

🤍🪴🤍

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .

من همه تاپیکاتو میخونم، از خدا برای دلت ارامش میخوام.

رستاک تو که مستقلی، چرا به فکر این نیستی که یه خونه جدا واسه خودت بگیری؟ که از خانوادت دور بشی؟ به هر حال یا سرشون به سنگ میخوره، یا از اون خونه راحت میشی.

تو دختر قوی هستی فقط نمیدونم چرا همیشه خودتو مقصر میدونی، با خودت مهربون باش دختر.

حتی اگه دلت بخواد میتونی از ایران بری! از همه خاطره ها هم دور بشی و کم کم یه زندگی جدید رو شروع کنی ، تو الان فقط باید از ادما دل بکنی و دل به خودت ببندی❤

رستاک به چیزی بگو، بدونم که بهتری؟

سلام دوست عزیزم

حالم همون طوری هست

دارم به همه راه هایی که دارم فکر می کنم 

انگاری روحم زخمی شده..سنگینه...حس خوبی به خودم ندارم...از خودم بیزارم..صبح با اشک چشمامو باز می کنم...شب با سختی میخوابم..اونقدر حال روحیم داغونه که قرص هم دیگه جوابگو نیس..یه حس بریدن از همه عالم دارم..انگار هیج نقطه امیدی نمی بینم هیچ جا...خسته ام...خیلی..حس میکنم دیگه روحم سالم نمی شه...از این چرخه تکراری مسائل خسته شدم 

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

من همه تاپیکاتو میخونم، از خدا برای دلت ارامش میخوام. رستاک تو که مستقلی، چرا به فکر این نیستی که ی ...

نمیذارن جدا زندگی کنگ یکبار18 سالگی سر رفتن ب خوابگاه ی بار 23 سالگی برای کار خواستم برم شهر دیگ..و حتی الان نمیذارن...هر وقت حرفشو زدم قشقرق ب پا کرد پدرم..از طرفی پنهونی هم نمیوونم این کارو کنم چون شهر کوچیکه و بابامم ادم شناخته شده ای هست برم سمت بنگاه ها اول برای ضمانت به بابام زنگ میزنن!!!


چه چاره کنم؟

🌹❤🙏🏼

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

نمیدونم چی بگم

همه راه ها بسته است

اگه بگم امیدتو از دست نده و بجنگ

حرف مفته 

ولی من این وضعیتتو دوس ندارم🥺

سعی کن بزور هم ک شده(البته اولش با دلیل مثلا سعی کن انتقالی بگیری یا یه خوابگاهی چیزی تو ی شهر دیگه بعدشم ی بهونه بیاری) 

فقط برو از اون خونه

نمیذارن جدا زندگی کنگ یکبار18 سالگی سر رفتن ب خوابگاه ی بار 23 سالگی برای کار خواستم برم شهر دیگ..و ...

ببین خودتو از اونجا نجات بده، وقتی این حرفارو بهت زدن به نظرم با موندنت فقط خودتو کوچیک کردی و خودتو ضعیف نشون دادی، من مشاور نیستم و راهی که از نظرم درسته رو بهت میگم ، خودت رو حرفام فکر کن ببین راه درست چیه، به نظرم از اون شهر باید دور بشی، ببخشیدا ولی وقتی گفته خودت رو بکش و حرف مردم واسم مهم نیست تو باید بذاری بری، برو یه شهر دیگه ، از همه چی و همه کس دور شو ، دوستی اشنایی تو شهر دیگه نداری؟ اصلا اگه نداشته باشی بهترم هست، برو جایی که کسی ازت خبر نداشته باشه، من کم نشنیدم یه مرد زندگیش رو ول کرده رفته و کسی ازش خبر نداره، تو الان یه دختری که باید بذاری بری ، الان حتی حق خروج از کشور رو داری بدون اینکه اجازه پدر رو لازم داشته باشی، اگه شرایطش رو داشته باشی اون از همه بهتره، با عجله تصمیم نگیر ، فکر کن ببین راه درست چیه ❤🌺

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز