سلام من یک هفته دیگه 16 سالم میشه
فرزند اول خانوادم یه خواهر سه ساله دارم
همش حس میکنم تنهام یه رفیق دارم 9 سال رفاقت داریم همیشه حرف دلم بهش زدم اونم همینطور همو درک میکردیم یجورایی همدم بودیم پناه هم
ولی اونم الان من هر چی میگم بجا دل داری میگه من آصن مث تو نیستم کارم درسته
مثلا میگم خسته شدم از بی توجی پدر مادرم ( نه اینکه کارم ندارن نه مثلا بهشون میگم شب بریم بیرون یا خونه فامیل که دو دقیقه فاصله س حوصله سر میره همیشه میگن نه و گیر دادن به لباس تیپ آرایش اینا)
رلم هم همیشه هامو داشته ولی الان تو راه کربلاس نمیتونم باهاش حرف بزنم
دارم خفه میشم حس میکنم دیگه کسی نیست درکم کنه وقتی چیزی بهش بگم بجا دل داری یا خودش بالا تر بگیر آرومم کنه