از یک هفته ی پیش قراره بریم جایی و هی امروز و فردا کرد آخرم قول داد برای جمعه که امروزه
از صبح خوشحالم ک امروز بعد از ظهر میخایم بریم...
این رفت بیرون با دوسش و بعد یک ساعت اومد گفته بود کار دارم...
بعد هیچی دیگه اومد منم داشتم غذارو آماده میکردم رفت خوابید بعد من رفتم با کلی عشق و محبت بیدارش کردم و شوخی و مسخره بازی و اهنگ و رقص و ..
بعد رفیقش زنگ زد و این جواب نداد گفتم چرا جواب نمیدی ؟ گفت حتما میخاد بگه بریم جایی...