بچه ها شوهرم قبلا خیلی بی احترامی می کرد به خانوادم.مثلا وقتی مامان بابام میومدن خونه مون میرفت تو اتاق همش سرش تو گوشی.یا هروقت باهاش حرف میزدن فقط با یه آره یا نه جواب میداد.همش انتظار کمک مالی داشته از بابام.یه بار خانوادمو آورد خونه مون جلوشون در یخچالو باز کرد گفت شما تا به حال واسه این یخچال هیچی نخریدین😭بابام گفت از همون چیزی که میترسیدم سرم اومد😭جلوشون منو محکم هل داد داشتم با سر میرفتم تو دیوار🤕الان بعد اینکه چت هاشو دیدم میگه میخوام جبران کنم.الان خوب شده باهاشون حرف میزنه.ولی دل من آروم و قرار نداره.حس میکنم خورد شدم😑شخصیتم با خاک یکسان شده😭شما بودین چیکار میکردین؟
سلام عزیزم . برگرد . یه وقتایی نیازه که یسری اتفاقا و جوایی ها رخ بده که طعم شیرینتره زندگی خودشو به ما بچشونه . برگرد سر خونه زندگیت. ببخش. بزار بفهمه ک چه فرشته ای رو داشته از دست میداده . ط یه معجزه باش تو زندگیش. حالا قدرتو بیشتر میدونه . خیلی آسون میشه جبران کرد گذشته رو. میدونم ک خانوادت خیلی دارن عذاب میکشن. ط هم همینطور. برگرد و این بار خوشحال بیا پیش خونوادت تا اونا هم از خوشبختیه ط ، شادمان باشن. یکبار برای همیشه؛ دلت رو از روی بخشش باز کن و بسپار به بالایی. این بار برات سنگ تموم میزاره😉
وای چطور انتظار دارن پدرزن بیاد یخچالو پر کنه نمیدونم مردم چرا اینقد خوش اشتها هستن مگه ی دختر شوهر داده قتل کرده ک جهیزیه و سیسمونی بده کادو ب دختر و داماد بده یخچالو هم پر کنه مگه سر گنج نشسته خیلی ناراحتم برا پدر زنا گناه دارن تو این گرونی
نمیدونم چرا از اول همش انتظارات غیر منطقی از خانوادم داشتن.حتی لا به لای صحبتای مامانش هم میفهمم بهم نیش و کنایه میندازن که فلان دختر تو فامیل خانوادش هواشو دارن ولی خانوادا ی تو نه.نمیدونم دیگه چیکار کنم خیلی غصه دارم دلم میخواد قرص بخورم خودمو بکشم.فقط دلم واسه بچم میسوزه
نمیدونم چرا از اول همش انتظارات غیر منطقی از خانوادم داشتن.حتی لا به لای صحبتای مامانش هم میفهمم بهم ...
تقصیر خانوادشه وگرنه مردا اصلا ب این چیزا توجه نمیکنن خودشون چه میکنن برا عروسا بجایی ک بگن پسرم تو هم داماد خانواده زنتی هم پسرشون هرکاری داشتن انجام بده براشون انتظار پسر روهم بالا میبرن وقتی ما خودمون با ی بچه از پس مخارج بر نمی اییم ک جوون هم هستیم نباید از پدر و مادری ک جمعیتشون بیشتره و کلی قسط و بدهی دارن توقع داشته باشیم
خب اگه تا بگه ببخش تو ببخشی میگه راحته باز تکرار میکنه.. اما باید واقعا درک کنه نبودنتو سختی بکشه بعد واقعا اینجوری ممکنه تغییر کنه. تو هم افسرده نشین این مدت (حالا چه یه هفته چه بیشتر)
برو کلاس ورزش با دوستات بگرد خوش بگذرون. اینجوری بیشتر تحت تاثیر قرار میگیره