رفتم کارت شوهرمو بردارم برم نون بخرم
دیدم ی رسید تو جیبش. ۳۰۰ انتقال داده بود ب ی خانم .
بعد گفتم این کیه ی مشت دری وری بافت بهم .یعنی شک ندارم دروغ گفتا. آخه دلیل دروغشم بهش گفتم . الان توضیح بدم زیاد میشه
گفتم کِی انتقال دادی گفت صبح. گفتم ساعت انتقالش ۴ عصره چرا همش داری دروغ میگی . بعد اومدم عکس از رسید بگیرم اومد موبایل بگیره فرار کردم ی اتاق دیگه عکس گرفتم. ی آشنا داریم تو بانک گفتم شاید مشخصات خانمه رو بهم بده.
بخدا بعضی وقتا تو خرجی خونه میمونه من باید ۲۰۰ .۳۰۰ از مامانم قرض کنم بعد این آقا ...😭😭
تازه تایپک دیشبمم بخونید . دو داستان پی در پی 😭