2777
2789
عنوان

ازدواج

| مشاهده متن کامل بحث + 204 بازدید | 38 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شخصه دیگه ای .که بهش نرسی بعد سنتی ازدواج کنی

آره. خداروشکر که خدا هوامو داشت و نشد چون فهمیدم یه اسغال متظاهر بود قیافه زیبا اما درون داغونی داشت بجاش همسرم قیافه خوبی نداره اما سیرت زیبایی داره اینو بعد ها فهمیدم

من به شدت احساس کمبود محبت دارم میترسم ازدواج کنم بدتربشه تاسم از ابن دنیا بریدم حس میکنپ فقط برا بدبختی افریده شدم عشقی سمتم نمیاد۸😪😪الانم فقط میخام زار زار گریه کنم

واسه سلامتی خانوادم صلوات🙏🙏
چرا مشکلش چیه ؟

بداخلاق به حرف مادرشه پولداره ولی به من نمیده مادرش پرش میکنه اونم باهام دعوامیکنه زندگیموجهنم کرده عشقم به نفرت تبدیل شده خیلی پشیمونم توسن کم شوهرم دادن منم چیزی حالیم نبود همش باهام بود منم کم کم عاشقش شدم ولی بعدازدواج تازه فهمیدم 

غم که ازحدبگذرد دل حس پیری میکند♡                     سن هرکس راغمش اندازه گیری میکند ♡
اگه میخای سنتی ازدواج کنی الکی رد نکن ممکنه دیگه هیچوقت جور نشه

اره میخام ازدواج کنم حس بدی بهش ندارم خانوادش خیلی برام ارزش قائلن هوامو دارن خیلی مودب و بافهمن .حالا موندم چیکار کنم ؟ولی عاشق نیستیم کاملا سنتیه 

خدایی که بشدت کافیست ....
بداخلاق به حرف مادرشه پولداره ولی به من نمیده مادرش پرش میکنه اونم باهام دعوامیکنه زندگیموجهنم کرده ...

این که منم عاشقشم خیلی مامانیه .هرچی میگه قبول میکنع کلا تحت اختیارشه ولی منو دوست داره مادرش خیلی دورویه جلوش یه کاری میکنه پشتش یه کاری دیگع 

خدایی که بشدت کافیست ....

من نمیدونم‌ شما به چی میگید عشق 

باهرکس یه مدت برید بیاید  با ملاکتون‌ جور دربیاد ، باقیافش مشکلی نداشته باشید ، خب جذبش میشید و‌میشه عشقتون‌

حالا میخواد سنتی باشه یا مدرن

درخواست دوستی قبول نمیکنم
من نمیدونم‌ شما به چی میگید عشق  باهرکس یه مدت برید بیاید  با ملاکتون‌ جور دربیاد ، باقیا ...

من با طرفم مشکل نداشتم خانوادش بد بودن خیلی نیومده اذیتم میکردن هی بهش میگفتن بخاطر دختر مردم از مادرت میگذری بعد مامانش میگفت من قبول دارم هرکیو میخای خوشبختی تو میخام بعد تا نامزدی پیش رفتیم یه شب با پدرش تنها اومد مادرش خوده محمد و نیاورد هرچی از دهنش دراومد گفت دختر شما بی ارزش و بزور میخاد بیاد و ما هرچی ازدهنمون درمیاد بهش میگیم و باز اهمیت نمیده زنگ میزنه بیاین بابام غرورش شکست 

خدایی که بشدت کافیست ....
نزدیک۲۷سالمه یک ادم افسرده شدم 😪😥

الهی بمیرم برات .از خدا میخوام یه پسرخوب با هر اپشنی که میخوای سر راهت قرار بده .کتاب چهاراثرفلورسانسم بخون خیلی حالتو خوب میکنه 

خدایی که بشدت کافیست ....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108