سلام. لطفا جواب بدین .ببینید من شوهرم خیلی خوبه یعنی زیاد مهرونه اهل دعوا وقهر نیست.اهل بیان احساساته اهل نازخریدنه.هواموداره پایه کارامه.گذشتش زیاده کینه ای نیست.ادم منطقیه بگم فلان کارت غلطه بهش فکرمیکنه و راحت اگر منطقی باشه قبول میکنه و درصدد رفعش برمیاد.کنارش آرامش دارم .بخوام بازار برم خونه فامیل حتی شب برم دنبالش که جایی بریم هرنوع لباسی بپوشم خلاصه اهل گیردادن نیست.ولی گیرم اینجاست که نمیزاره مثلا با دوستام برم سفردور.واین خیلی اذیتم میکنه چون دوستام که شوهراشون تحصیلات کمتری دارن وشاید بسته تر به نظر بیان راحت میزارن زناشون برن سفر.همین قضیه باعث شده فکرکنم ازدواجم ناموفق بوده نظر شما چیه
از اونی كه ميگفت به خاطرت با كُل دنيا ميجنگَم چه خبر؟هنوز داره ميجنگه يا شهيد شُد؟
اشتباه نکن .زمانی که ازدواج می کنی دونفر باید چه تو شادی چه تو غم کنار هم باشن شما تو زندگی دوستات نیستی مطمئن باش اونها حسرت زندگی شما رو می خورن شما فقط دارین از دور زندگی اونها رو می بینید و چون فقط مجردی میرن تفریح مسافرت می گین خوشبخت تر از شما هستن.در حالی که شما اصلا داخل زندگیشون نمی بینید .عزیز همسر منم مرد فوق العاده وتحصیلکده هست ولی کلا مخالف سفر مجردی من با دوستام هست می گه می خوای بری مسافرت هرجا فقط با خودم یا خانوادت .اگه زنونه می خواید برید فقط با خواهرات ومادرت .
دخترای خوبی باشن. وقتی باعث میشن تو شوهری به این خوبی رو نبینی و خوبی هاش به چشمت نیاد فقط به خاطر سفر راه دور با دوستات نمیزاره بری تو انتخابت شک کنی.؟؟ البته ببخشیدا ناراحت نشیا بعيد میدونم راست گفته باشی. باي 🥰
من که باهاش مشکل ندارم اصلا برام مهم نیست اتفاقا باخواهرام مادرم .مادر وخواهر خودش زیاد این ور اون ور میرم.اونم میگه من این طوری خیالم راحته خانواده خودمون پیشت .
شماهم سخت نگیر اینقدر همسرت خوبی داری که این توش گمه