دیدم همسایم صدام زد گفت تو اسمتو نمینویسی برای روضه خانم رقیه گفتم چرا ننویسم کجا مینويسن بعد یه خانوم خوشگل و مهربون اومد گفت من مینویسم بنویسم گفتم آره من چن تا از همسایه هامون رو نشونم داد گفت اینا میخوان بریم خونشون توام میخوای بیایم خونتون که روضه رو تو خونت بخونیم یکم دودل شدم گفتم حالا کی میخواد خونه رو مرتب کنه ولی بعد اش گفتم باشه ولی امروز نیاین ها منو آخر بنویس گفت اسمتو نوشتم میایم.....