وقتی اومد با من ازدواج کنه دلش پیش ی نفر دیگ بود فراموش نکرده بود کاش فراموش میکرد بعد وارد ی رابطه دیگ میشد ماهم کلی دعوا داشتیم حرمت ها شکسته ب نظرتون من چطوری ب این زندگی ادامه بدم؟ من میگم کاش فقط نون خشک باشه بخورم ولی حرمت ها نمیشکست ی ذره محبت بود یا دست بزن داشت مشکلی نبود ولی الان ک دیگ خیلی دیره من اصلا یادم نمیاد برا خوشحالیم کاری کرده باشه البته ک همه مردا همینن ولی حداقل روز عقد ک نباید من ناراحت میشدم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
من خودم میگم کاش مردم روزی دوبار س بار کتکم بزنه ولی حداقل خودم ی ذره دوسش داشته باشم
جان؟!😐از اين آرزوها نكن.روانت بهم ريخته معلومه.تو كه دارى آرزو ميكنى يه همسر درست حسابىِ با شخصيت و مهربون و حامى و همراه و همدل كه هم عاشقته و هم عاشقشى و دست بزن هم مطلقا نداره آرزو كن