دلتنگ تو ،دلتنگ حرصایی که برات می خوردم ...
دلتنگ استیکرات که باهام رو دندهی لج بودن مثلا همین استیکر معروف یادته؟
دلتنگ عصبانیت هات ،یس یس گفتنات ،ای بابااااااا های رو اعصاب و ترسناکت که منو تا مرز سکته میبرد ...دلتنگ اذیت کردنات و شوخی هات ،یادته اینارو یا یادت رفت به این زودی؟
دلم برا این جملت خیلـــــــی تنگ شده "آخ دختره ی خــــــنگ "
آره خنگ بودم خنگ بودم که انقدر زیاد وابستت شدم ولی لیوه (دیوونه)نبودم که به لطف نبودنت لیوه هم شدم
تو که خودت میدونی دلتنگی چه حس بدیه خودت دلتنگ بودی دیگه
ولی من هم دلتنگم و هم چشم انتظار این خیلی سخته خیلی .
مگه نمیگفتی دیگه نمیخوای غم و غصم رو ببینی؟ پس چرا اینجوری کردی؟ هوم؟
دکــــتر هلما به اتاق عمل ... آرزوی شنیدنش رو داری اره؟
برآورده میشه یه روزی تو بیمارستان پیجت میکنن بری برای عمل قلب یه بیمار دلتنگ دل خسته که نفسای آخرشه شاید بتونی براش کاری بکنی ...
میدونی اون بیمار کیه؟ منم
این ته ته این داستانه ...
البته قلم تو دستای توعه همه چیز به تو بستگی داره میتونی زودتر برگردی و پایان داستان خوش باشه یا اینکه...
انتخاب با توعه
من تا هروقت که طول بکشه منتظر میمونم شک نکن
بچه ها دعا کنید برام فقط یه خبر لااقل ازش بهم برسه
شما هم تاحالا این حس رو تجربه کردین؟ براتون اتفاق افتاده ؟اگه اره تهش چیشد؟چجوری کنار اومدین با این حس بد ....