میفهمم چی میگی اما یه وقتایی انگار هوا کمه نفست بالانمیاد اونموقع نمیتونی خورشید و دریا فکر کنی💔💔
منم میفهمم چی میگی عزیزم، یه زمانی من شب و روز به خودکشی فکر میکردم، اما درنهایت یه چیزای کوچیکی بود که منصرفم میکرد. یکیش وجود خواهرزاده م که دلم نمی اومد دیگه نبینمش. شما هم بگرد، حتما چیزی پیدا میکنی که ارزش ادامه ی زندگی رو داشته باشه. بعدشم سعی کن یه جوری موقعیتت رو عوض کنی، با دست روی دست گذاشتن که چیزی عوض نمیشه.
دور و بر من پرن از ادمای خوشبخت ..خیلیا منو مسخره میکنن از اینکه انقدر بی محلی میکنه بهم شوهرم من او ...
مطمئن باش نمیگم همه شون اما بعضیاشون ادای آدمای خوشبختو درمیارن.الان پر شده از این آدما.
خواهر منم تو زندگیش خیلی زخم خورد از شوهرش.رفت پیش روانپزشک یکم بهتر شد حالش خیلی بد خیلی.توام اگه میتونی برو.تو یه سری بیمارستانا قیمت مناسب هست سعی کن بری خواهر من خیلی بهتر شد اونم میگفت خودکشی و...
اصلا بهش فکر هم نکن عزیزم، الان واسه دوستمون نوشتم که پسردایی جوونم خودکشی کرده، حال ماها به درک که چقدر سخت میگذره، ولی حیف اون جوونی نیست که نتونه زندگی کنه؟ حیفی به خدا، نکن ابن کارو.
بخدا همه ی مشکلات درست میشع منم خودم ی جاهایی از زندگی ب خودکشی فک میکردم ولی ی جایی دیگ ب خودم اومد ...
عزیم من کم به امید خدا زندگی نکردم خیلی التماسش کردم یه جاهایی امیدوارم کرد بعد از همونجا پرت شدم پایین کفر ولی دیگه میترسم بخدا هم اعتماد کنم یه جهایی دلمو خیلی شکوند