فوق العاده دلم تنگ شده براش، خیلی اصرار کردم بیاد...دوروزه میدونه بخاطر شرایط روحیم خیلی نیازش دارم نیومده....دارم از دلتنگی میمیرم...پیامش دادم گفتم ناراحتیمو...گف هیچی نمیگم و نگو ک قضاوت الکی میکنی و گف یکماه پیشت بودم دوروز نبودم همه اون یکماه فراموش شد.ــ
دلم داره میترکه...اوج دلتنگی رو دارم تجربه میکنم..تموم این دوروز شاید صدبار ازدرخونمون رد شده ولی نیومد بیکار بود و وقت داشت وتوی چتم گف اصن وق داشتم ونخاستم بیام...دارم دیونه میشم...باز باتموم حرفاش گفتم بیا دارم از دلتنگی دیونه میشم ولی حتی جوابم نداده...
ی چیز بگین دق نکنم از گریه و دلتنگی....😞