من دوروز بود خونه مادرشوهرم بودم برای اولین بار مونده بودیم.بنده خدا یه کلام با شوخی گفت خخخخب فردا پرده هارو در بیاریم بشوریمو..... چندتا کار دیگه گفت😆😆😆
گفتم منظورم باشما نیستا اما یاد دخترخالم اوفتادم گفت چطو؟
گفتم دخترخالم تعریف میکرد مادرشوهرش از پا افتاده و پیره هرسری اینارو میبینه میگه بیاید فلان کارو کنیم 😝اما دخترخالم میگه وااای کی حوصله کارای اونو داره ماکه میپیچونیمش هرسری.
یذره هم مدل حرف زدن مادرشوهر دخترخالمو تعریف کردم و خندیدم.
دیگه مادرشوهرم تو افق محو شد چیزی نگفت🤣🤣🤣🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤣🤭🤭