2777
2789
عنوان

همگانی/

| مشاهده متن کامل بحث + 365 بازدید | 52 پست
چیز خاصی نشده عشقم همین ک کرونا هست و نمیزاره برم خونه خودمون و بریم تفریح حالمو بد میکنه دی ماه م ...

خب عروسی نگیر،برو ماه عسل بعدش برو خونه خودت, خیلی سخته دوران عقد...ب نامزدت بگو ک حتما زود برین خونتون.  مام فلن عقدیم ..ببینیم چی میشه/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
چیز خاصی نشده عشقم همین ک کرونا هست و نمیزاره برم خونه خودمون و بریم تفریح حالمو بد میکنه دی ماه م ...

اصن با شوهرت بیرون نمیری ینی؟!/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خب عروسی نگیر،برو ماه عسل بعدش برو خونه خودت, خیلی سخته دوران عقد...ب نامزدت بگو ک حتما زود برین خون ...

اصلا قبول نمیکنن میگن باید عروسی بگیریم بچه اولمونه و فلان

منم قبلا دوس داشتم‌عروسی بگیریم ولی الان راضیم بدون عروسی بریم اخه دستشم‌یکمی خالیه بهتره ک خرج عروسی رو بزاریم واسه خونه و وسایلاش ولی خب قبول نمیکنن

اصن با شوهرت بیرون نمیری ینی؟!/

قبلنا زیاد میرفتیم ولی الان یکمی کار داره شبا میاد خونمون همو میبینیم ولی بیرون نمیریم 

اقا تازه موتور جدید خریده ماشینو گذاشته تو حیاط همه جا با موتور میره میگه حوصلم نمیکشه ماشینو بیارم بیرون دوباره ببرم حیاط😐🔪

پووووف چی بگم دیگ

اصلا قبول نمیکنن میگن باید عروسی بگیریم بچه اولمونه و فلان منم قبلا دوس داشتم‌عروسی بگیریم ولی الان ...

ای بابا،تو شوهرتو راضی کن ب بقیع چ ربطی داره.

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
قبلنا زیاد میرفتیم ولی الان یکمی کار داره شبا میاد خونمون همو میبینیم ولی بیرون نمیریم  اقا تا ...

جدی؟!

پووووف 

میخای چیکار کنی الان 

ی جوری مخ شوهرتو بزن ک عروسی بگیری هرچ زودتر 

راستی حدیث تو خونوادت محدودیت برات قاعل نمیشن وقتی دوتایی با نامزدت میری بیرون




من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
اونم دوس داره عروسی بگیره

پوووف 

خب بهش بگو کروناس


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
جدی؟! پووووف  میخای چیکار کنی الان  ی جوری مخ شوهرتو بزن ک عروسی بگیری هرچ زودتر  ...

نمیدونم واقعا 

دیگ خسته شدم

نه اصلا 

شوهر من خانوادش تهرانن شوه م اینجا با مادربزرگش میمونه من بعضی وقتا شبا میرم خونشون میمونم هیچی نمیگن خانوادم

ماه اول عقد رفتیم مشهد ی هفته موندیم

با اینچیزا مشکلی ندارن اصلا

نمیدونم واقعا  دیگ خسته شدم نه اصلا  شوهر من خانوادش تهرانن شوه م اینجا با مادربزرگش می ...

چ خوب 

من ک خونوادم خیلی گیرن 

تا ساعت ۱۲ شب نباید بیشتر بیرون باشم چ برسه بخام خونه مادر شوهرم ک خاله ی خودمه بخابم ی شب 








من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
گفتم ولی بازم‌میگم ببینم راضی میشه

راضیش کن 

میشه حتما 

اصن تو چجوری بیان میکنی خاسته هاتو؟!

 یکم بچگونه حرف بزن یا چمیدونم با محبت بهش بگو خر میشه


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
روان پزشک یه مشت چرت و پرت تحویلم داد و اینکه خیلی وقته دلم یه آدم می‌خواد که باهاش حرف بزنم حال ...

روانپزشکو ولش 

ب ی ادم نیاز داری همین

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز