ن سرگیجه گرفتم اونم بعد 2 روز چون من مسمومیت حاملگی گرفتم فشارم بالا بود 17 پایین نمیومد با بدبختی اوردن 14 یهو شب شد 17 دکتر گف خطرناکه سریع سزارین کنید بعدش 3ونیم بود رفتم ریکاوری اونحا بی حسی کم کم داش تموم میشد منم داشتم درد میفهمیدم
ب اون خانومه ت ریکاوری گفتم مسکن زدن 2بار اونم با خواهش چندان تاثیری نداش ولی باز بهتراز هیچی بود
دودفعه شکمم رو فشار داد برا اینکه رحم معلوم شه ک شانس باهام یار بود دفعه دوم رحمم مشخص شد ارومم فشار میداد
بعد 5ونیم بود اوندن منو بردن بخش
خیلی حالم بد بود شوهرم تا منو دید خیلی ترسیده بود خلاصه رفتم بخش شیاف گذاشتم تا کم کم دردش خابید
اولین بارم ک میخایی راه بری یکم سخته من دولا میشدم میرفتم بعدش دیگه عادی شد برام
بالاخره هرچی باشه درد داره 7لایه شکم رو پاره میکنن
ولی اخرش همه چی یادت میره. من 3روز بستری بودم چون خطر تشنج داشتم بخاطره سولفات منیزیم ک بهم تزریق میکردن. ولی خدارو شکر تموم شد