همسر من اسم شديد داره پريشب حالش بد شد اورژانس اومد و بردنش بيمارستان
دو تا دختر 14 ساله و 3 ساله دارم همسرم تو راه اصرار كرد زنگ بزنم به مادرش و اسنپ بگيرم كه ساعت 3 نصف شب بره پيش بچه ها كه هردو بيدار شده بودن و با ديدن حال پدرشون ترسيده بودن و گريه ميكردن
ولي مادرشوهرم قبول نكرد گفت شايد كروناس و منم بيام ميگيرم
باورتون ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همين ادم همون روز 5 ساعت با همسرم تو ماشين از اصفهان اومدن تهران و اگر هم گرفته بود بايد همون موقع ميگرفت نه الان كه دست تنها به كمكش نياز داشتم
خيلي دلم شكست و الان اسمش مياد دوست دارم داااااااااااااااااااااااااااااااااااد بزنم