معلم مون نیومده بود من جاش پشت میز نشسته بودم مدیرمون اومد تو کلاس باهمه بچه ها دعوا کرد وقتی داشت میرفت من رو میزی رو جمع کردم که پشت سرش پرت کنم یهو مدیرمون برگشت
گفت چرا رومیزی رو جمع کردی
منم گفتم خواستم ببرم خونه بشورم😁
اونم گفته عه دستت دردنکنه😅
فقط از خدا سلامتی و شادی پدر و مادرم و همسرم و خانواده ام رو میخوام همین. خدایا به خودت سپردمشون🤗
یه ناظم داشتیم بد اخلاق ها.همه ازش میترسیدن یبار گفتم خانوم من چقد خندیدن شما رو دوس دارم خیلی زیبا میخندین.از اون به بعدهروقت منو میدید میخندید .فک کن در حال داد زدن سر بچه ها من در حال عبور یه لبخند به من بعد داد زدن
من خیلی بچه مثبت بودم معلم فیزیکم گفت برو برام یه لیوان آب جوش بیار بعد این معلمه خیلی بداخلاق بود هیچ کی خوشش نمی یومد ازش . من اون موقع اول دبیرستان بودم . داشتم اب جوش براش می بردم یه سال بالایی گفت برای کی می بری گفتم برای فلانی گفت ااا پس بده به من با دوستاش نفری یه توف انداختن تو آب جوشه گفتن حالا ببر😐😐😐هر کاری کردم نزاشتن ببرم عوضش کنم . هر جا هستین بدونید من هنوز عذاب وجدان دارم 😐