حالم ازاین زندگی بهم میخوره. اولین تاپیکم اصلادلم نمیخواست این جوری باشه اماشد. باشوهرم بدجوردعواکردیم وبادستگاه پوزری که جلوش بود کوبوندبهم ودستگاه شکست ومنم پهلوم به قدی دردگرفت که خواستم بیوفتم زمین که منوگرفت اتاق انداخت. دلم به حال خودم میسوزه
اصلامنونمیبینه ولی جلودیگران حفظ ظاهرمیکنم بعدکه جاریامیبینن به قران تازه روبه راه میشیم باهم که بازهمومیبینیم به خدابه 2۴ساعت نمیکشه دعوای ناجورمیکنیم