اره یه مدت گ نامزد کردم خونه خریده بودیم و کلییی قرضو چیزای دیگ هی ناله میکردم ک چرا خدایا...فلانو فلان...
ولی بعد دیذم مریض میشم اونطوری... خدا کم کم داشت نعمتاشو ب خونه زندگیم میریخت..کار..خونه ...تمام شدن قرضا...زمین..درامد. وسایلو جهاز خوب .خلاصه همه چیز خوب وحتی همسر خوب ک قسمتم بود...ولی من ناشکری میکردمو میگفتم چرا اینجوریه و اونجور نیستو..بااینکار بی دلیل بدون هیچ عمدی هرروز مریض بودمو بیحال...
اومدم شروع کرذم ب شکرگزاری..الان نزدیک چن ماهه...شاید باورتون نشه همه چی بهتر و بهترترتر شد..همه چی...خداروشکر سلامتیمم برگش از زندگیم خیلییی راضیم دقیقا همونی شد که از بچگی و نوجوونی تو رویاهام میخاستم...
بچه ها تحت هر شرایطی شکر گزار باشین ..گره میفته گاهی تو کارها ولی وقتی شاکر خدا باشی اون گره بازمیشه..یادتون باشه امروز و دیروز و فردا میگذره چه ما شاکر باشیم چه نا شکر...پس یهتره خدارپشکر کنیمو اون کمکمون کنه و زندگیو ب غمو غصه نگذرونیم