مثلا امروز بعد ازظهری گفتم ما اذیت میشم روستا بودیم ماشینو بده ما بریم گفت نه نمیشه لازم دارم. ماشین و و اینا
بعد 1ساعت دیدم. جاریم با ماشین خودش رفت خونه خودشون
بعد شوهرش کاری براش پیش اومد چون ماشین نداشت مجبور شدیم تا 2ساعت روستا بمونیم تو سرماواقعا اذیت شدم با دخترم اون رفت کاراشو کرد بعد اومدیم خونمون منم میگم مگه نمیدونست کار داره خوب به زنش ماشین نمیداد که برن و سر بار ما بشه و خسته بشیم