2777
2789
عنوان

🖤تنهاترین خواهر

734 بازدید | 115 پست

💎به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر💎

تاپیک دیروز... 


سلام دوستان گرامی، روز پنج شنبه تون بخیر. خدای مهربونم دل همه دوستانم را شاد گردان
به خودشون و عزیزان شون سلامتی و عافیت بده
مریض هاشون را شفا بده
مجردهاشونو لباس سفید  خوشبختی بپوشان
به متاهل ها  آرامش و عشق پایدار عطا کن
قلب پدر مادرها را به دیدن خوشبختی و موفقیت فرزندانشان شاد گردان
سایه ی پربرکت شان هم بر سر عزیزانشان نگه دار
هرکس در هر راهی تلاش میکنه موفقیت و پیروزی را توشه ی راهش قرار ده. الهی آمین

تاپیک تنهاترین خواهر، اشاره ای به زندگی و گوشه ای از رنج های فراوان خانم زینب کبری(س) دارد.. الهی خانم نظری به محفل ماکنند و دست هممون به‌واسطه دعای ایشون،پر از اجابت الهی شود🤲

زینب کبری (س) تنها در گوشه مظلومیت خود نشسته و با چشمانی خونبار نظاره گراست که چگونه دست تقدیر از آستین حوادث گزنده روزگار بیرون آمده و یکان یکان گلبرگهای زندگی اش را به رودخانه شهادت می سپارد.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
ثواب گریستن بر حضرت زینب برابر است با ثواب گریه بر امام حسین(ع)

حتی اگر اشکی بر دیدگان جاری نکنیم...همین که گوشه هایی از مرارتهای ایشون را مرور کنیم بی شک.. ثوابی برای ما مقدر خواهد شد..


قسمتی از زیارتنامه حضرت زینب (س) :

بنام خداوند بخشاینده مهربان

درود بر تو ای دختر آقای پیغمبران، درود بر تو ای دختر دارای حوض (کوثر) و پرچم (در روز جزا)، اى بانوى من، اى زینب
شفاعت کن براى من در مورد بهشت که به راستى براى تو در پیشگاه خدا منزلتى است بزرگ.

خداوندا! از تو مى خواهم که سرانجام کارم رابه خوشبختى ختم فرمایى و از من نگیرى ایمانى را که در آن هستم و جنبش و نیرویى نیست جز به یارى خداى والاى بزرگ.
خدایا! به اجابت رسان دعاهاى ما را و بپذیر آن را به بزرگوارى و عزّت و به مهر و عافیت خودت و درود خدا بر محمّد(صلى الله علیه وآله)و تمام خاندانش و هم سلام مخصوص او بر ایشان باد اى مهربانترین مهـربانــان🙏

 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا

 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.




درخواست مرد شامی، کنیزیِ فاطمه بنت الحسین علیه السلام را و دفاع حضرت زینب علیهاالسلام

مردی از اهل شام نگاهش به فاطمه، دختر امام حسین علیه السلامافتاد و گفت: ای امیرمؤمنان، این کنیز را به من بده. فاطمه در این حال به عمه اش زینب علیهاالسلام(پناهنده شده و) گفت: عمه جان، یتیمی ام کافی نیست که باید کنیز هم بشوم، حضرت زینب علیهاالسلام فرمود: «لا وَلا کَرامَهَ لِهذَا الْفاسِقِ» نترس، این بدکار نمی تواند کاری بکند.

مرد شامی گفت: این کنیزک کیست؟ یزید جواب داد: این فاطمه، دختر

حسین علیه السلام است و آن یکی، زینب، دختر علی بن ابی طالب است. مرد شامی پرسید: آیا منظور تو از حسین، پسر فاطمه است و منظورت از علی، پسر ابوطالب است؟ یزید گفت: آری.

مرد شامی در پاسخ یزید اینگونه گفت: ای یزید، خدا تو را لعنت کند. آیا خاندان پیامبر را به قتل رسانده و فرزندانش را اسیر می کنی، به خدا سوگند، من گمان کردم که اینان اسیران رومی هستند. یزید گفت: به خدا سوگند، تو را نیز به آنها ملحق می کنم. سپس دستور داد که (او را بکشند) پس گردن او را زدند.


 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا



زندانی کردن اهلبیت علیهم السلام در خرابه ای از شام


یزید ملعون فرمان داد که اهل بیت علیهم السلام را در مکانی که نه از سرما در امان بودند و نه از گرما، سُکنی دهند، آنها در آنجا بودند تا آنکه پوست صورت هایشان ترک برداشت و در تمام مدت اقامت در دمشق همواره مشغول نوحه سرایی و عزاداری برای امام حسین علیه السلام بودند.

صاحب بصائر از امام ششم روایت کرده که چون امام بیمار را با اسیران نزد یزید آوردند، آنها را در خانه ویرانی جا دادند، یکی از آنها گفت: ما را در این خانه منزل دادند که روی سرِ ما خراب شود و ما را بکشند، نگهبانان به زبانی رومی گفتند: آنها را بنگرید که ترس از خراب شدن خانه دارند و همانا فردا همه را خواهند کشت. امام بیمار علیه السلام فرمود: کسی جز من در میان آنها زبان رومی را نمی فهمید.



 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا

سلام صبح بخیر 

ان شاءالله همه حاجتروا و عاقبت بخیر بشیم 


أَمَّنْ یُجِیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَاللَّهِ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُون


السلام علیک یا صاحب الزماناللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت زینب واسه شادی روح پدرم و سلامتی مادرم یه دونه صلوات بفرستید🌺


درخواست حضرت زینب علیهاالسلام برای برپایی عزاداری در شام


حضرت زینب علیهاالسلام نزد یزید فرستاد و خواستار شد که اجازه دهد برای حسین علیه السلام ماتم برپا کنند، به او اجازه داد و آنها را در «دار الحجاره» منزل داد و هفت روز در آنجا مجلس سوگواری برپا کردند و هر روز جمع بی شماری از
زنهای شام با آنها در سوگواری شرکت می کردند و مردم قصد کردند بر خانه یزید هجوم برند و او را بکشند و مروان از این توطئه خبردار شد و به یزید گفت: به مصلحت تو نیست که اهل بیت حسین علیه السلام را در شام نگهداری، آنها را به حجاز بفرست.



 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا


شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام برادرزاده حضرت زینب علیهاالسلام

پدران را از کودکان پنهان می داشتند و به آنها می گفتند: پدر شما به سفر رفته است. دختر امام حسین علیه السلام شبی از خواب برخاست و گفت: پدرم به کجا رفت؟ اکنون او را در خواب دیدم که نگران و پریشان بود. زنان از شنیدن این سخن گریان شدند و کودکانِ دیگر هم به گریه افتادند و شیون بلند شد. یزید از خواب بیدار شد و گفت: چه خبر است؟ از واقعه تحقیق کردند و به او خبر دادند؛ آن لعین دستور داد سرِ پدر را برای او ببرند، سر را آوردند و در دامنش گذاشتند! گفتند: این چیست؟ گفتند: سرِ پدر تو است، آن کودک هراسان شد و صیحه کشید و بیمار شد و در دمشق وفات کرد.

این خبر در بعضی مؤلفات چنین نقل شده که: دستمالِ دیبقی روی سر انداختند و آن طَبَق را جلوی آن کودک نهادند؛ کودک پرده از آن برگرفت و گفت: ای سرِ کیست؟ گفتند: سرِ پدرت، آن را از میان طشت برداشت و به سینه گرفت و می گفت: پدر جان، چه کسی تو را با خونت خضاب کرده است؟ چه کسی رگهای گردنت را بریده؟ چه کسی مرا به این کودکی یتیم کرده؟ پدر جان بعد از تو به چه کسی امیدوار باشیم؟ پدر جان، چه کسی یتیم را نگهداری کند تا بزرگ شود؟ و از این سخنان با او گفت تا آنکه لب بر لب او نهاد و سخت گریست تا از هوش رفت و چون او را حرکت دادند،روحش پرواز کرده بود، و اهل بیت علیهم السلام از ماجرای او گریه و زاری می کردند و عزاداری را با اهل دمشق از سر گرفتند و در آن روز هر مرد و زنی می گریستند.



کُنج خرابه

عمّه بیا گم شده پیدا شده

کنج خرابه شب یلدا شده


مژده که بابا ز سفر آمده

شام رقیّه به سحر آمده


پدر فدای سر نورانیت

سنگ جفا که زد به پیشانیت


بسکه دویدم عقب قافله

پای من آزرده شد از آبله


تیغ کی رگهای گلویت بُرید

ای گُل خوشبو ز درختت که چید





 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا



سرِ عزیزِ دلِ حضرت زینب علیهاالسلام بر دروازه دمشق

یزید دستور داد سرِ امام حسین علیه السلام و سرهای دیگر را که از اهل بیت و اصحابش بود، بر دروازه های شهر به دار زدند. سرِ حسین علیه السلامتا چهل روز بر مناره مسجد جامع دمشق آویخته بود و سرهای دیگر بر درِ مسجدها و دروازه های شهر و یک روز هم بر درِ خانه یزید آویخته بود.

حرکت حضرت زینب علیهاالسلام و اهلبیت علیهم السلام از شام
هنگامی که یزید ملعون به دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و ذرّیه طاهره اجازه داد که بر امام حسین علیه السلام گریه کرده، مجلس ماتم برپا کنند، تا هشت روز عزاداری کردند و روز هشتم یزید آنها را خواست و به آنها پیشنهاد کرد که در دمشق بمانند و آنها نپذیرفتند و گفتند: ما را به محل هجرت جدّمان (مدینه) روانه کن. یزید، نعمان بن بشیر یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را خواست و به او دستور داد که زنهای حرم را آماده سفر کن و هر چه می خواهند تهیه ببین و با آنها مردی از اهل شام که امین و درستکار باشد گسیل کن و لشکر و خدمتکاری هم با آنها بفرست.


 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا




مصائب حضرت زینب علیهاالسلام در بازگشت از شام به کربلا و مدینه
بازگشت اهلبیت علیهم السلام به کربلا و تازه شدن داغ حضرت زینب علیهاالسلام



هنگامی که زنان و اهل بیت امام حسین علیه السلام را از شام به عراق می بردند، به راهنمای قافله گفتند: ما را از مسیر کربلا عبور بده. آنها آمدند تا آنکه به قتلگاه کربلا رسیدند در آنجا دیدند که جابر بن عبداللّه انصاری همراه عده ای از بنی هاشم و مردانی از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای زیارت مرقد مطهر امام حسین علیه السلام آمده اند، آنها در یک زمان همگی در کربلا جمع شدند و شروع به گریه و حزن و ماتم و سینه زنی نمودند و به گونه ای عزاداری کردند که جگرها کباب شد. زنانی که در آن اطراف بودند، گردآمدند و به همین صورت چند روزی را گذراندند.

در کتاب الدّمعه الساکبه آمده که: حضرت زینب علیهاالسلام از شدت مصیبت، گریبان خود را پاره کرده، و با صدای جانکاه که دلها را جریحه دار می کرد می فرمود:
ای وای برادرم حسین جان، ای وای ای محبوب دل پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلمای فرزند مکّه و منی، آه و وای ای پسر فاطمه زهرا علیهاالسلام و پسر علی مرتضی علیه السلام.

گفت و گفت تا کنار قبر بیهوش به زمین افتاد. زنها اجتماع کردند، آب به صورت زینب علیهاالسلام پاشیدند تا به هوش آمد.


یا حسین

ای طبیب جان زینب یا حسین

آمدم منزل به منزل یا حسین



تو به نیزه من به محمل یا حسین

یاد تو در قلب زینب یا حسین


🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
پس از تو هیچ می دانی چه آمد بر سر زینب

که باقی ماند ای جانا، فقط خاکستر زینب

پس از تو چشم بی خوابم بگریه خوب عادت کرد

نیامد لحظه ای بر هم، دو چشمان تر زینب

به خود هر روز می گفتم چه می شد ای امید دل

به روی نیزه ها می رفت به جای تو سر زینب




 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا


ای همسفر زینب (🥀) زینب ز سفر آمد

با خون جگر رفت و، با اشک بَصَر آمد


ای همسفر زینب (🥀) زینب ز سفر آمد


صحرای بلا از تو، سوغاتی شام از من

زخم سُم اسب از تو، سنگ لب بام از من



ای همسفر زینب (🥀) زینب ز سفر آمد


با رفتن تو رفته، هستی من از دستم
تو در یَمِ خون خُفتی، من بار سفر بستم


ای همسفر زینب (🥀) زینب ز سفر آمد


آن شب که پی طفلَت، پیمودم و گردیدم

هم طفل تو را جُستم، هم فاطمه را دیدم


ای همسفر زینب (🥀) زینب ز سفر آمد

 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا



ملاقات اُمّ البنین با حضرت زینب علیهاالسلام

وقتی که اهلبیت علیهم السلام وارد مدینه شدند، اُمّ البنین علیهاالسلام کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

با زینب علیهاالسلام ملاقات کرد و گفت: ای دختر امیرمؤمنان علیه السلام از پسرانم چه خبر؟
زینب علیهاالسلام فرمود: همه کشته شدند. اُمّ البنین علیهاالسلام عرض کرد: جان همه به فدای حسین علیه السلام، بگو از حسین علیه السلام چه خبر؟ زینب علیهاالسلام فرمود: حسین علیه السلام را با لب تشنه کشتند. اُمّ البنین علیهاالسلام تا این سخن را شنید، دو دستهای خود را بلند کرد و بر سرش زد و با صدای بلند و گریان گفت: واحُسَیْناه (ای وای حسین جانم)، زینب علیهاالسلام فرمود: ای اُمّ البنین، از پسرت عبّاس یک یادگاری آورده ام، اُمّ البنین علیه السلام گفت: آن یادگار چیست؟ زینب علیهاالسلام سپر پر خون عبّاس علیه السلام را از زیر چادر بیرون آورد، اُمّ البنین علیهاالسلام تا آن را دید، آنچنان دلش سوخت که نتوانست تحمّل کند، بی هوش به زمین افتاد.



 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا
سلام اگه میشه واسه دوستم @نازنین1372    دعا کنید خودشو خانوادش کرونا گرفتن خیلی حالشون ...

سلام صبحتون بخیر💎الهی که بزودی زود عزیزدلم  و خانواده گرامی شون سلامتی کاملشون بدست بیارند🙏به دیده منت، اگر لایق باشم🙏


اجرتون با خانم زینب🥀

 تاپیک نور، اینجاست💎💎       نــــــــور انتخاب نمی کند، می تابد به ذره ذره ی زندگی و بر هر چه در مسیر دارد روشنی می بخشد نور باش و ذات خویش را زیست کن…زندگیتون پر از نور الهی✨خدایا من خواهان بهترین تقدیری هستم که برای من و عزیزانم و دوستانم رقم زده ای🙏✨                                                                            زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه است ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتهایش می رسد پیش خدا
2790
2778
2791
2779
2792