2777
2789
عنوان

کرونا گرفتم!

3807 بازدید | 37 پست

بعد از ۲ سال رعایت کردن تا سر حد مرگ

بعد از دو سال روز و شب ۲ بار ماسک زدن و اون همه مصرف الکل

بعد این همه کار آنلاین و خارج نشدن از منزل

فدای بیشعوری یکی از اعضای خانواده شدم که هیچ وقت ماسک نمیزد  😭😭

اوردنش توو خونه قرنطینه اش کردن توو یکی از اتاقا اما بدون ماسک گاهی از اتاق میومد بیرون کسیم حریفش نمیشد.

منم با اینکه دو تا ماسک توو خونه میزدم و حتی دیوار اتاقم رو پلاستیک کشیده بودم از پریشب احساس تب و بی حالی بهم دست داد. دیروز ظهر  رفتم  تست pcr دادم مثبت بود 😭 

اکسیژن خونم رو ۹۹ بود خوب بود اما فشارمو گرفتن گفتن روی ۷ هست تا نتیجه تست بیاد دو سه ساعت داخل درمانگاه نشستم رفته رفته داشتم بیهوش میشدم دوباره فشارمو گرفتن اومده بود روی ۶ . اومدن بهم سرم بزنن دیدن رگ ندارم بعد از کلی تقلا دیدن نمیشه. دکترا بهم کلی اب قند و ابمیوه دادن بعد از یک ساعت یه دونه رگم بالا اومد سرم زدم.

خلاصه بهم دارو دادن اومدم خونه ؛ دیفن هیدرامین ناپروکسن و دوتا قرص ویتامین c و D.

این مشکلاتمه؛ تب، سرفه، گلو درد ، کمر درد، درد پهلو، درد ساق پا، خستگی.

راستی؛ سنم ۲۹ هست قدم ۱۶۴ وزنم ۱۶۴. مشکل و بیماری دیگه ای هم ندارم.

توو این بدبختی امروز بعد از ۲۰ روز تاخیر پریودم شدم 😨😭😭😭

خیلی میترسم بمیرم

کسی اینجا کرونا گرفته؟  چه کارهایی انجام دادید؟

الهی نگاهی // لطفا یک صلوات برای آمرزش روح مادر و پدرم بفرستید. کامنت بگذارید منم صلوات بفرستم. 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نگران نباش منم گرفتم ریمم درگیر شد الان چند روزه ک خوب شدم

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
نگران نباش منم گرفتم ریمم درگیر شد الان چند روزه ک خوب شدم

چه کارهایی انجام دادید؟ چند روز طول کشید خوب بشید؟ 

الهی نگاهی // لطفا یک صلوات برای آمرزش روح مادر و پدرم بفرستید. کامنت بگذارید منم صلوات بفرستم. 

زیاد مهم نیست، رعایت کن ولی نترس خونه درمان کن که صد درصد بهتر از بستری تو بیمارستانه

اگه راههای درمانی ای بلدید بهم میگید؟

الهی نگاهی // لطفا یک صلوات برای آمرزش روح مادر و پدرم بفرستید. کامنت بگذارید منم صلوات بفرستم. 

نترس گلم نمیمیری.منم کرونا دارم.ترس خووش باعث ضعفه.درکنار استراحت وداروهات این کارا رو بکن.مایعات گرم فراوان.جلو کولرنشین.دمنوش اویشن گزنه وبابونه هر ۸ ساعت یکبار یااینکه بریز توفلاکس هرساعت بخور.هر سه ساعت ابجوش و ابلیمو ترش تازه.روغن سیاهداته بمال به قفسه سینه و بریز تو بینیت هر ۱۲ ساعت یکباز.بخور لابونه باتنفس عمیق هر ۸ ساعت.غذای مقوی سوپ مانند

از اونی كه ميگفت به خاطرت با كُل دنيا ميجنگَم چه خبر؟هنوز داره ميجنگه يا شهيد شُد؟  
چه کارهایی انجام دادید؟ چند روز طول کشید خوب بشید؟ 

۲۱ روز طول کشید خوب شدم دمنوش اویشن .بخور سرکه . و داروهای ک دکتر داده بود مصرف کردم خوب شد ولی سرفه هنوز دارم

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

توروخدا بس کن 

این همه آدم کرونا گرفتن

مگه همه قراره بمیرن ! 

نترس 

ترس میکشتت !!! 

باور کن اگه نترسی ب زودی درمان میشی گل من .  

مایعات خیلی بخور  ... دم نوش آویشن هم ... اب هویج عزیزم    

ان شالله خوب میشی

خداوندا ب خاطر همه داشته ها و نداشته ها شکرت 😇
نترس گلم نمیمیری.منم کرونا دارم.ترس خووش باعث ضعفه.درکنار استراحت وداروهات این کارا رو بکن.مایعات گر ...

چشم حتما خیلی خیلی ممنون

شما روز چندمتونه؟ بهترید الان؟ 

الهی نگاهی // لطفا یک صلوات برای آمرزش روح مادر و پدرم بفرستید. کامنت بگذارید منم صلوات بفرستم. 

وای قربونت برم ببخشید خنده م گرفت از پیامت🤣🤣🤣

منم گرونا گرفتم امروز روز چهارممه

نگران نباش عزیز دلم

قرار نبست بمیری هم جووونی هم چاق نیستی هم قوی هستی

منم فشارم‌پایین بود و فشار پایین شما به خاطر استرستون هست

فقط استراحت و استراحت و استراحت و مایعات حتی آب 

انقد مایعات بخور که هی پشت سر هم‌بری دستشویی 

اصلا کار‌سنگین نکن

تا میتونی آب میوه ودمنوش بخور قرص ویتامین سی و دی و زینک

غذاهای مقوی و سوپ بلدرچين

روز هفتم هم برو سی تی بده 

از الان هم واسه یا دکتر عفونی نوبت بگیر که اگه خالت یکم بد شد سریع بری پیشش

انشالله که بلا ازت دور باشه دوست خوبم

🔴اتفاق های خوب سراغ کسی می آید ک صبر میکند...اماا اتفاق های بهتر سراغ کسی می اآید ک تلاش میکند..🔴
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز