دیروزرفتم سیسمونی بخرم فروشنده یه حرفی زدخیلی دلم گرفت
من بابام گفت توجهیزیه ات وضع مالیم خوب نبودزیادنتونستم برات خرج کنم الان جبران میکنم انصافاهمه چی جنس خوب خریدخیلی ازوسایل هاروهم من نمیخواستم خودش اصرارکردبردار
فروشنده گفت قدرباباتوبدون خیلی ازپدرهاهستن میان اینجابااینکه مشخصه وضع مالیشون خوبه اماخسیسی میکنن خرج نمیکنن کم مونده اشک دخترشون دربیاد
میگفت دیروزیکی اومده بودفقط سه میلیون پول داشت واسه چندتکه وسیله دعواکردن
دلم واسه اون پدری سوخت که پیش بچه اش شرمنده است