بچه ها قضیه اینه که استاد ما وقتی میخواد کار عملی رو درس بده میاد خودمون رو معاینه میکنه بعد ما بچه ها هم دیگه رو معاینه میکنیم. هنوز رو بیمار انجام نمیدیم. حالا فردا قراره صداهای قلب رو باهامون کار کنه. مشکلم اینه که من بیماری مادر زادی قلبی دارم و قلبم صدای اضافه ی واضح داره. دوست ندارم هیچ کس حتی استادم متوجه بشه. به نظرتون کلاس رو نرم؟ چند جلسه دیگه هم باید از هم نوار قلب بگیریم و تفسیر کنیم تنها کاری که میتونم بکنم اینه که قبل از نوار قلب ی پروپرانول بخورم. نمیدونم چیکار کنم. به نظرتون کلاس فردا رو نرم؟؟؟؟؟؟؟
محله ما یک رفتگر دارد،صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم میکندو من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم ،حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود....همسایهطبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است ،گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی میکنمو او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کندبه شخصهاگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم ، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر ، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است.تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد#کتاب چند کلام ساده
میدونم دوست نداری ولی نمیشه که هر بار به خاطر این کلاس نری تنها کار اینه حداقل با استادت صحبت کنی و بگی جریان رو یکنفر بفهمه بهتره تا همه بفهمن یا اینکه کلاس نری و درس رو یاد نگیری