آره پدرشوهرم بیچاره خیلی مرد خوبیه همش بهش میگ بیا بریم خونمون این چون آشپز خونشون بیرونه این خونه اصلیه اشپز خونه جدا دارن میترسه سیا بشه بره تو آفتاب همچین بهانه هایی گرفته
من از بس کار میکنم وقت نمیکنم صورتمو بشورم ولی این پیرزن شب ی کرم داره صبم یک ساعت میره جلو روشویی با صابون نمیدونم چی چی صورتشو میشوره هرروزم حمومه ولی من بدبخت وقت نمیکنم برم آرایشگاه