من ۲۶ سالمه و جاریم ۱۸ از کاراش لگم تا دم در استقبال پدرشوهرم میره پدر جان مادر جان روزی هزار بار رو زبونشه هر حرفی اونا بزنن تایید میکنه تعریفم میکنه مادرشوهرنگمو ماچ میکنه ناز میده میگه مادر به این خوشگلی کی داره به این بخشندگی....هرکاری من کنم دو پله بالاترشوه برا اونا انجام میده و کاملا حواسش ب همه چی هست از هیچی عقب نمیمونه برا عروس سر سبد بودن...حس میکنم با ورودش خیلی دارم مقایسه میشم نمدونم چیکار کنم من از پس این همه حرفه ایی بودت و چشم گفتن بر نمیام من تا ی حرف بزنم بد برداشت میشه رکم و ابراز محبتم کمه...خودمو دوست ندارم بعد ورودش
بذار اونم ب کاراش ادامه بده و عزیز باشه مگه چی میشه
این هنو اولشه داغه .فیلم بازی میکنه
ی روزی خسته میشه یا خودشو نشون میده.امیدوارم ذاتا اینطوری باش .مهربونی خوبه
من ومهران عاشق نی نی م عاشق دوقلو بودنشون یدونه پسر یدونه دخترولی خدابهمون نمیده نمیدونم چرا بازم امید دارم که مامان میشم گاهیم نا امید🥺💔 دعام کنین که من و مهرانم صاحب دوقلو شیم اونی که دلمون میخواد🙂❤ عمه و خاله شدم حالا وقتشه مامان بشم..پروفم آرزومه🥲 💚السلام علیک یا صاحب الزمان (عج) 💚
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.