عزیزم میدونم ترسیدی منم بندگان خدارو سوال پیچ میکردم حق داری
دقیقا شبی ک بچم تب کرد با ترس و لرز ب مادرم زنگ زدم گفتم داداسم ک تب نکرده گفت نه ولی فرداش تب کرد بابام دوروز بعد با خارش گلو تست داد و مثبت شد همه اینا تو سه روز اتفاق افتاد منو شوهرم غروب بچه ها و مادرمو بردیم متخصص کودکان و بابام بعد جواب تست دوروز قرنطینه بود اخخخخخ ک فقط صداشو پشت در اتاق میشنیدم
بعد دوروز هیچ متخصصی جواب نمیداد دقیقا یک روز و نیم خودش وقت گرفته بود وقت دادن هفته بعد سه شنبه من ی متخصص دیگه گرفتم گفت غروب بیاد دقیقا یک روز و نیم قرنطینه بود بعد رفتن متخصص تقریبا شب بود ک متخصصه گفت صب بیا وقت نمیشه بعد بابام ب شوهرم گف منو ببر بیمارستان اونجا اکسیژن مادر پدرمو گرفتن از بابام هبتاد بود نگهس داشتن و مامانم و گفتن برو
این اخرین دیدارشون😔