شوهرم اصلا اهل خیانت نیست ازین جهت خیالم راحت ، اما ی اخلاق بدی ک داره به شدت دهن بین ،به شدت حرف بقیه روش تاثیر میذاره ی دوست داره ک زنش همش چپ و راست میره خونه مامانش همش شام و نهار اونجاس ، شرایطش با من فرق داره رفتار پدرش ، جوونی مادرش و...
اونوقت چون میاد شوهرش پیش شوهر من همش پز میده ما شام امشب خونه پدر خانومم هستیم و...
شوهر من فکر میکنه منم باید همش برم خونه بابام ، بابت هر چیزی هی میگه خوب برو خونه مامانت بمون منم شب میام ویا امروز منو به صدجور بهونه گذاشته خونه مامانم خودش رفته هیئت تو کونش عروسی ،خونه مامانم بودن بد نیستا میدونم خیلیا شاید بگید از خدات باشه و ....اما چیزی ک هست من اصلا خونه مادرم راحت نیستم اره اگر راحت بودم آرامش داشتم اوکی بود ، اما اصلا آرامش ندارم ، عصبی میشم به شدت ، مادرم مسن فقط غر میزنه دستور میده همش با پدرم دعوا میکنه ، بابامم ک نگم همش داد و بیداد وشبم ک شوهرم بخواد بیاد هزار مدل حرف میشنوم از بابام ک بگو نیاد بالا بگو بیاد جلو در دنبالت و....
شوهر من هیچ کدوم ازینا رو نمیفهمه فقط میگ برو خونه مامانت ، بعدم ک بگم نمیرم فکر میکنه بی پشت و پناهم منت خونش میذاره سرم میگ اره هیچ جا جز اینجا راهت نمیدن