2777
2789
عنوان

یه درد کهنه

| مشاهده متن کامل بحث + 1673 بازدید | 28 پست
ممنون از همتون انشااله خدا هیشکی رو با گرفتن بچه اش ازمایش نکنه مامان پارمیس 24 هفته ام بود
شاید بعضیها فکر کردن چون اون پسر بود والان دختر دارم ناراحتم اما اصلا این طور نیست من همیشه تو رویاهام یه دختر داشتم فقط یه غم توی دلمه که هرچقدرم تلاش کنم اون روزل رو نمی تونم فراموش کنم
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ممنون از همتون انشااله خدا هیشکی رو با گرفتن بچه اش ازمایش نکنه مامان پارمیس 24 هفته ام بود
شاید بعضیها فکر کردن چون اون پسر بود والان دختر دارم ناراحتم اما اصلا این طور نیست من همیشه تو رویاهام یه دختر داشتم فقط یه غم توی دلمه که هرچقدرم تلاش کنم اون روزل رو نمی تونم فراموش کنم
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...

وای تا خوندم بند ناف دو دستی زدم تو صورتم!! خدا برای هیچ بنده ای همچین آزمایشی نخواد! خدا صبرت بده گلم کاری که از دستت بر نمیومده . مطمئن باش پسملت دیگه الان پیش خداست و هواتو داره خدا اجرت بده مامان مهربون
Lilypie First Birthday tickers
خیلی سخته یاذه خودم افتادم ....یه موقع اون صحنه ها مدام میاد توی ذهنم ....سونوگرافی و اون دکتر بد اخلاق سونو گرافی با اون لحن حرف زدنش اون پولی که به من پس دادن چون جنین ضربان نداشت .
حالم از ش به هم میخوره از اون ازمایشگاه نیلو تنفر دارم .
خیلی سخته ولی به هر حال مرور خاطرش دردی رو دوا نمیکنه
من که تمام گناهام اومد جلوی چشمم هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا این طوری شد
صلاح مشکل ژنتیک نمیدونم دلیلی هم ازمایشکاه و دکتر نگفت ........
..
.
به هر حال با فکر و خیال و غصه و درد هیچ چیزی درست نمیشه .
خیلی سخته یاذه خودم افتادم ....یه موقع اون صحنه ها مدام میاد توی ذهنم ....سونوگرافی و اون دکتر بد اخلاق سونو گرافی با اون لحن حرف زدنش اون پولی که به من پس دادن چون جنین ضربان نداشت .
حالم از ش به هم میخوره از اون ازمایشگاه نیلو تنفر دارم .
خیلی سخته ولی به هر حال مرور خاطرش دردی رو دوا نمیکنه
من که تمام گناهام اومد جلوی چشمم هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا این طوری شد
صلاح مشکل ژنتیک نمیدونم دلیلی هم ازمایشکاه و دکتر نگفت ........
..
.
به هر حال با فکر و خیال و غصه و درد هیچ چیزی درست نمیشه .
حالا فکر کنین مادر شوهر بی!!!!!!!!!!از یه طرف مثلا دلداری میداد از یه طرف میگفت اگه زودت میفهمیدی بچه ات زنده میموند(فکر کنید جنین 24 هفته!) یا اینکه حتما بد خوابیدی من که میدیدم(اخی طفلک جرات نداشته بهم بگه*چقدم با حیا وکم جراته*باید حتی شبا بلند میشدی بعد پهلو به پهلو میشدی)فکر کنید درد خودم کم بود تو دلم باید ازدست بی سوادی و بی عقلی اینام حرص میخوردم و میگفتم بله شما راست میگین آخرشم گفت ادای نذرتون دیر شد قهر خدا گرفتتون (آخی معدن اعتقاد وخداشناسی)
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...

سلام دوستان گل
این درد در بی درد است به نظر من . چون من در هفته 26 پسر کوچولوی سالم سالمم را از دست دادم و واقعا هنوز بعد 1/5سال که بهش فکر می کنم می بینم اصلا معلوم نشد چی شد . شب قبلش من دکتر بودم و همه چی مرتب بود و حتی دکتر گفت این سونوها رو بذار روی دفتر خاطراتش . صبح یه لک کوچولو دیدم به دکتر زنگ زدم گفت بیا اتیه . با امبولانس رفتم و تو راه کیسه اب پاره شد و بعد 2 ساعت کوجولو به دنیا اومد و گذاشتن توی دستگاه . خیلی ناز بود . شاید برای من ناز بود . من در بهت و حیرت صبح از دنیا رفت . حتی دکتر می گفت نمی دونم بدون هیچ مشکلی اینطور شد . الان نمی تونم فراموشش کنم . بعد آن برگشتم سرکار . ورزش سخت می کنم .تفریح می کنم . اما هنوز با یادآری آن در لحظه ای اشکهام سرازیر مشه . حتی نمی تونم به بچه دیگه ای فکر کنم . از طرفی 32 سالم شده و می دونم بارداری من داره دیر میشه .
خیلی خیلی سخت و دردناک است.
سلام دوستان گل
این درد در بی درد است به نظر من . چون من در هفته 26 پسر کوچولوی سالم سالمم را از دست دادم و واقعا هنوز بعد 1/5سال که بهش فکر می کنم می بینم اصلا معلوم نشد چی شد . شب قبلش من دکتر بودم و همه چی مرتب بود و حتی دکتر گفت این سونوها رو بذار روی دفتر خاطراتش . صبح یه لک کوچولو دیدم به دکتر زنگ زدم گفت بیا اتیه . با امبولانس رفتم و تو راه کیسه اب پاره شد و بعد 2 ساعت کوجولو به دنیا اومد و گذاشتن توی دستگاه . خیلی ناز بود . شاید برای من ناز بود . من در بهت و حیرت صبح از دنیا رفت . حتی دکتر می گفت نمی دونم بدون هیچ مشکلی اینطور شد . الان نمی تونم فراموشش کنم . بعد آن برگشتم سرکار . ورزش سخت می کنم .تفریح می کنم . اما هنوز با یادآری آن در لحظه ای اشکهام سرازیر مشه . حتی نمی تونم به بچه دیگه ای فکر کنم . از طرفی 32 سالم شده و می دونم بارداری من داره دیر میشه .
خیلی خیلی سخت و دردناک است.
بانی جون آره برای تو سخت تر از منه چون دیدیش اما من به دکترم گفتم نمیخوام ببینمشو یه عمر با تصویر ش دردم اضافه شه عزیزم چن ماه بعد از این اتفاقی که برای من افتاد یه روز شوهرم ناراحت اومد خونه وگفت پسر یه سال ونیمه یکی لز همکاراش وقتی با مادرش بوده از پنجره خونشون پرت شده پائین وفوت کرده من هر وقت به اون زن وچیزی که تو اون لحظات بهش گذشته فکر میکن احساس تنگی نفس میکنم اما اونام امسال صاحب یه دختر کوچولو شدن و حتما دردشون نه که فراموش بلکه خیلی کمتر شده توام از خدا بخواه که با بچه دیگه انشاءاله شاد بشی
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

انگار کلفتم 💔

za55 | 8 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  13 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  13 ساعت پیش