راهبه خیلیییییی قشنگه اما به شدت ترسناک
اون شخصیت والک که تو احضار بود و یادته کلا همونه
تعریف کنم حال نمیده باید ببینی من تا سه ماه شبا نمیتونستم بخوابم اصلا همه چی یه طرف والک یه طرف حرفم نمیزنه بیشتر ترسناک میشه
کل داستانم توی یه کلیسای تسخیر شدس که یه دختری که تحت تعلیم هست برای راهبه شدن با یه کشیش میرن یه کلیسایی که یه راهبه خودکشی کرده چون والک میخواست تسخیرش کنه اونم خودشو کشت تا تسخیر نشه اونام میرن ببینن قضیه چیه
بقیشو خودت ببین 😁😁