من از افراد خانواده خودم بیشتر زخم زبون میشنیدم بخاطر لاغریم
اینقد که مادرم و خواهر کوچیکترم ب روم میاوردن و مقایسه م میکردن با بقیه ک دلم میخواست بمیرم یا کلا کسی منو نبینه!
کارشون خیلی زشت بود هیچ وقت نمیبخشمشون ک باعث میشد از خودم خجالت بکشم و خیلیییی کم بیرون برم
وقتیم مجبور بودم برم بیرون، چندتا لباس میپوشیدم روهم حتی تابستونا که کسی متوجه نشه لاغرم!