سلام دوستان من ۷ ساله ازدواج کردم سالهای اول سعی کردم به شوهرم محبت کنم هر کاری می کردم براش که بفهمه چقدر دوسش دارم ولی بعد از یکسال کامل متوجه بودم چقدر به خانوادش وابسته است فقط می خواست با اونا باشه اعتراض که می کردم یا منو می زد یا خودشو،نه مسافرتی نه چیزی می که یا با اونا یا هیچی یه جوری می دیوونه شنبه تولدمه اصلا براش مهم نیست می ره فیزیوتراپی ،بهش که گفتم یعنی یک روز عقب نمی ندازی گفت برای مامانمم وقت گرفتم باهم بریم نمی تونن کنسل کنم باز الان باهم قهریم از بی توجهی خسته شدم می گم می خوان جدا شم می که باشه بعد تا می خوان کاری انجام بدم شروع به گریه زاری می کنه خودمم معلمم از خونه کار می کنم صبح تا شب تو خونه از پدر مادرمم دورم چون موافق نبودم با ازدواجم شوهرم از فرصت بعد از ازدواج استفاده کرد گفت اونا منو نمی خوان ولی خانواده من به من کمک می کنن می خوام نزدیک اونا باشم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
وای من دقیقا دقیقا مشکل ما رو دارم. شاید یه کم حادتر 😒همین الان تاپیک زدم. می گن اون میره خونه فامیلش، تو هم ازون ور برو. راهشون دوره. منم شاغلم. ولی تصمیم گرفتم دیگه برم.