امروز پسرم با روروئک از پله ها پرت شد.نمیدونم معجزه شد هیچش نشد.تو راهرو ساختمون کنارش بودم داشت بازی میکرد.یه لحظه چشم ازش برداشتم تا پرت شده ۶ تا پله پایین😔😔 اون هیچش نشد خداروشکر.ولی از اون موقع خودم وحشت زده شدم.نمیتونم حرف بزنم صدام بالا نمیاد.همش اون لحظه جلو چشامه.چه طوری فراموش کنم اتفاقو😰😰😭😭
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
خداروشکر کچیزیش نشده.ترسیدید.ی انگشتر گوشواره ای طلا باشه بنداز تو اب.ابشو بخور یکم.چن وقت پیش موتور افتاد رو دخترممنم تا دوسه ساعت بعدش دستو پاممی لرزید درکتونمیکنم.
چند روز همینجوری گلم اخه بدجوری شوکه شدی اتفاقه دیگه میفته من خودم بچه که بودم حواس مامانم پرت شده از رو صندلی افتادم کف سرامیکا تو اشپزخونه لب پایینم بخیه خورده هنوزم که هنوزه یه کوچولو دقت میکنی ردش هست