خوب عزیزم تاپیک قبلیتو یه نگاه کردم. یه چیزایی دستم اومد.
صب کن بقیشم بخونم بیام
بریت ماری چشمهایش را میبندد. کنت چشمهای بریت ماری را میبوسد. اوایل ازدواج همیشه این کار را میکرد. بریت ماری دیگر تنها نبود. چون کنت به او نیاز داشت و وقتی کسی به تو نیاز داشته باشد،دیگر تنها نیستی.
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
بریت ماری چشمهایش را میبندد. کنت چشمهای بریت ماری را میبوسد. اوایل ازدواج همیشه این کار را میکرد. بریت ماری دیگر تنها نبود. چون کنت به او نیاز داشت و وقتی کسی به تو نیاز داشته باشد،دیگر تنها نیستی.
کاش پیاما بیشتر بود حداقل فقط یدونه فرستاده که کجای حتما اینم فراموش کرده بپاکه
عزیزم کدوم شهری؟ که اول یه کم آشنا شیم.
من ۳۶ سالمه. ۱۶ سالگی ازدواج کردم الانم از زندگیمراضیم نه به خاطر اینکه از اول همه چی گل و بلبل بود. نه
فقط به خاطر اینکه تلاش کردم.
بریت ماری چشمهایش را میبندد. کنت چشمهای بریت ماری را میبوسد. اوایل ازدواج همیشه این کار را میکرد. بریت ماری دیگر تنها نبود. چون کنت به او نیاز داشت و وقتی کسی به تو نیاز داشته باشد،دیگر تنها نیستی.