منم یه همسایه فضول وعوضی دارم بابچه های نابابش ازشون متنفرم هرکاری میکنم سایه شون اززندگی ما کم نمیشه اینقدباهاشون سرسنگینم ورفت امدندارم امابیخیال نمیشن هی زنگ میزنن دیشبی ام زنگ زدن گفتن حوصلمون سررفته. شوهرم گفت خب چه کاری ازدستم برمیاد؟😐 گفت بیابریم دوربزنیم شوهرم گفت من خودم تازه توجاده بودم بروبگیربخواب دیروقته 😂😄دلم خنک شد
اماازرونمیرن هی گیردادن بریم مسافرت هرچی شوهرم میگه روماحساب نکنید مانیستیم میگن بایدبیاین
شوهرمگفت تواین کرونامن محاله بیام شمابریدبسلامت اگرخواستین.
اخه ادم اینقدپررو؟؟؟ دوبارکه محلت ندادن بیخیال شوووو