بچه ها امشب حال مادرشوهرم بد شد بردش دکتر شوهرم منم خونه مامانمم چون هنوز خونم اماده نشده بعد پیام داد ببخشید دیر کردم مامانمو بردم دکترم منم کسی ابراز نگرانی کردمو گفتم چرا مراقبش نبودی و اینا....
بعد بحث قبلا شد گفتم من کرونا گرفتم خوب شده بودم تقریبا بعد امدم پیشت مال چندماه پیشه... گفت که تو مگه نمیدونی مامان من مریضه چرا اینکارو کردی!
منم گفتم خوب شده بودم دیگه همش فکر مامانتی گفت مگه تو فکر مادرت نیستی و اینا ...
حالا خواهرم میگه تو خیلی کار بدی کردی اینو گفتی اون مادرشه من عذاب وجدان گرفتم چون خودمم پری هستم 😑 تا امدیم حرف بزنیم گفت مامانمو بردم دکترو خستمه خوابم میاد دیگه منم عصبی شدم اینو گفتم