21 سالمه
یه مادر افسرده و بی پولم
شوهرم فقط اذیت میکنه چه روحی چه زبانی چع جسمی انتظار داره لیوانشو پر کنم ولی اون فقط لیوانمو خالی کرده و پیرم کرده تو فامیل دعواهای ما، دلخوریا کینه ها خاطرات بد زیاااد زبانزده😔
این 5 سال همش با ناراحتی گذشت ... کارم شده گریه
امیدی به اینده ندارم چون اونچیزی که میخاستم نشد ازدواجم بچه دارشدنم همش تو شرایط خیلی بدی اتفاق افتاد. (لطفا قضاوت نکنین همه اینا دست سرنوشت بوده و من هرکاری کردم که نشه ولی اگه بخواد بشه میشه...)
هی به دخترم نگا میکنم غم میریزه تو قلبم
چرا باید توهمچین خانواده ای بدنیا میومد
ایندش چی میشه؟؟؟
اینده خودم چی؟؟ چرا نتونستم شرایط ایده ال واسه زندگیم بسازم؟؟
گیریم جدا هم شدم نع پول دارم اسایش واسه خودمو بچم بسازم نه درسی نه شغلی نه هنری نه ارامش فکری ازاین بابت دارم....
اصلا گیریم یسال هم تحمل کردم سال بعد کنکور رشته خوب قبول شدم بعدش چی... با دانشگاهو درس خوندنو کارکردن اصلا وقتی میمونه به خودمو دخترم برسم؟؟
دخترم اواره میشه بدتربیت میشه ضربه میخوره
من اینجور زندگیو نمیخاستم خداجون 😔😔