2821
2789
عنوان

خیلی تنهام

172 بازدید | 9 پست

قبلابادوتاازهمسایه هام رفتوامد داشتم روزای خوبی داشتیم تااینکه واحدبغلیمون اومدباهم دوست شدیم من زیادخوشم نمیومدازش ولی شوهرم ول کن نبود که ایناخوبن پایینی هاروول کن خلاصه به اجبار قطع کردم باهاشون ولی بغلیم توزرددراومد اولاش خوب بودم بعدکه دیدن باهمه قطع کردم طاقچه بالا گزاشتم الان یه ماهه باهاشون قهرم ازش متنفرم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خونه مامانم اینابهم دوره زیادم نمیرم خونشون ازتنهایی بهتر بودن

منظورم این بود که غصه نخور ،خیلی کار طبیعی هست ..حس تنهایی یه خوبی داره ،تو باید به خودت نزدیکتر شی 

دیگه عبوس نیستم😺 اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃

خب با واحد بغلی دوس شدی چرا با پایینیا قطع رابطه کردی ... منم تنهام جز پدر مادرم و شوهرم کسیو ندارم ولی ارتباط با همسایه رو فقط در حد سلام علیک و سرزدن در مواقع ضروری مثل خدای نکرده مریضی یا فوت قبول دارم

منظورم این بود که غصه نخور ،خیلی کار طبیعی هست ..حس تنهایی یه خوبی داره ،تو باید به خودت نزدیکتر شی& ...

اره خوبیای خودشوداره بخودم به خونه میرسم ولی یه جاهای تکراری وخسته کننده میشه😔

خب با واحد بغلی دوس شدی چرا با پایینیا قطع رابطه کردی ... منم تنهام جز پدر مادرم و شوهرم کسیو ندارم ...

اوناخودشون منونخواستن چون ازبغلیم خوششون نمیومد دنبال بهونه بودن حسودی میکردن بااونم

خب اون بغلی هم اومد با تو دوس شد که میونه شما رو با پایینیا خراب کنه

دقیقا.خدالعنتش کنه. همروازچشم شوهرم میبینم باعث شد بچمم تنهابمونه جالبش اینه اون دوتاپایینی ها قبلاباهم جنگ داشتن الان انقدباهم خوب شدن

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز