قبلابادوتاازهمسایه هام رفتوامد داشتم روزای خوبی داشتیم تااینکه واحدبغلیمون اومدباهم دوست شدیم من زیادخوشم نمیومدازش ولی شوهرم ول کن نبود که ایناخوبن پایینی هاروول کن خلاصه به اجبار قطع کردم باهاشون ولی بغلیم توزرددراومد اولاش خوب بودم بعدکه دیدن باهمه قطع کردم طاقچه بالا گزاشتم الان یه ماهه باهاشون قهرم ازش متنفرم