سلام بچه ها تا پیکای قبلیم هست شوهرم خیلی زیرابی میره چندباااااری مچش روگرفتم،شغلش جوریه ک دوروز خونس دورز کار،اون دوروزی کنیست من با دوتا بچه یکسالونیمه میرمخونه بابام یعنی بزور میبرنم نمیزازن تنها بمونم
از وقتی شوهرم خیانت کرده اصلا بهش اعتماد ندارم یعنی کاریمنکنه باز بهش شک دارم افسرده شدم،بعد دوروز تز کار اومد،اومدیم خونمون رقتم حموم دیدم روی جای صابونی چندتا موی بللند اویزون قلبم ریخت یهو تنم لرزید گوشام داغ شد،گفتم دیدی باز یکاری کرده،موهای من که اینقد بلند نیست،موهامو کندم اندازه گرفتم دیدم دقیقا اندازه موهامه دقیقا همرنگو هم جنس موهامه😣یادم اومدم ک من موهامو سری پیش ک خونه بودیم ماسکگزاشتم تند تند شچنه کردم گزاشتم رو جا صابونی موهای خودمه
اخه زمانی ک باردار بودم چند وقت خونه نبودیم اومدم خونه دیدم تو دستشویی یه عععععاااااالمه موهای بلند خیلییی بلند قشنگ تا پایین باسن میشد،یه عالمه دستمال کاغذی ک تو پلاستیک بود سرشم گره زده بود،شوهرم میگفت کار من نیست،وای دوباره یادداوری شد واسم حالم بد شد😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭