سلام دوستان
خیلی ناراحتم... من شوهرم گاهی میره با داداشش کار میکنه که خونه شون خارج از تهرانه و چون مسافت دوره یکی دوشب نمیاد، بعد یه شب میاد و دوباره میره
البته یک هفته فوقش کار کنه باهاش
دفعه قبل عید قربان خونه بود، بعد دیروز خواست بیاد که زن داداشش و بچشم گفتن ماهم میایم
تو این شلوغی و کرونا گفتن بریم بیرون که قرار شد بریم پارک که خلوت تره و خنک
حالا اومدن من بساط چیدم تو سبد با بچه یک سال و نیمه به زور ساندویچ و... درست کردم
میخواستیم از در بریم بیرون شوهرم میگه فلانی اومده واسه خرید بره پاساژگردی و...
اونم یه جای شلوغ، چون دیگه اماده شده بودیم نتونستم نرم و رفتیم یه جای شلوغ بعد که من بهش انتقاد میکنم میگه چقدر غر میزنی ناراحتی اومدن خونه مون
اونا هم بیخیال، اصلا کرونا واسه شون مهم نیست
بعد شوهرم همش جلوی اونا منو مسخره میکرد که ای وای اینجا ویروسه و...
خیلی ناراحت شدم که همش اولویتش همیشه خونواده خودشه
در حالیکه قرار بوذ شب خوبی باشه کوفتمون شذ