2777
2789
عنوان

بگید چیکار کنم

80 بازدید | 4 پست

چند وقت پیش داشتم از متبم برمیگشتم دخترم زنگ زد که مامان داری میای برام بستنی بگیر من رفتم که براش بگیرم وقتی گرفتم و رفتم خونه بستنیارو روی میز گزاشتم شوهرم مثل خودم دکتره ولی دکتر قلبه شوهرم اون شب زود اومد خونه و من نمدونستم وقتی رفتم طبقه ی بالا تا لباسامو عوض دختر و همسرم روابط خیلی خوبی دارم مثل اینکه دخترم ازش خواسته پاکت بستنی رو براش بشوره اخه دخترم قدش به سینک ضرف شویی نمیرسه نگو اون مغازه دار عوضی فکر کرده چون وقت شب بیرونم زن خیابونی ام مو شمارشو توی مشباح انداخته شوهرم دیده و بد برداشت کرده سعی کردم براش توضیح بدم ولی میگه مهم نیست وای من متوجه ی اینکه باهام سرد شده میشم تازه سه شبه سه ساعت بعد از ساعت کاری خونه میاد 

مامان یارا 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز