بچه ها منو داداشم دبیرستانی هستیم اتاقمون مشترکه خیلی اذیت میشم سر اینکه هیچ حریمی ندارم مهمون مییاد برامون پسر دایی پسر عمو همش مییان تو اتاق من اصلا راحت نیستم مامان بابام درک ندارن دیگه خسته شدم اصلا آرامش ندارم داداشم موقع خواب اگه تکون بخورم صدا بده داد میزنه میگه نمیزاری بخوابم صبح زود پا میشه من وقتی پریودم نمیدونم چیکار کنم... وقتی خوابم با صدای بلند درس میخونه هر چی هم بهش میگم فایده نداره😔دیگه خستم از زندگی.. پیش هیچکس حس امنیت نمیکنم همه جا حس بد دارم...
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
با داداشت به توافق برس.بگو یه سری قانون باید بزاریم.اگه گوش نکرد توام کاراشو تلافی کن تا اونم اذیت ش ...
بخدا تمام این کارا رو کردم ولی جواب نداد الان به مرحله ای رسیدم که فقط میخوام بگذره...
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
اها ۳تا بچه این با ۲تا اتاق خواب ميگما زنونه مردونه کنین اتاق کوچیکه مال شما و مادرت بزرگه هم ما ...
بابام قبول میکنه ولی مامانم نه... ببخشید سر همتونو به درد آوردم
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
جای برادرت کوچیکت برو اتاق خواب پدر مادر اونو شوت کن جای خودت:)
نمیشه مگه من بچم...
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!
پاروان بخر از دیوار دست دوم بگیر یا حتی نو هم شیکه هم فضا جدا میکنی هم تا میشه و جمع میشه
فکر خوبیه 🙂
چیزیست از جنس درد، وقتی که زخمی میشوی، از جنس شورمندی، وقتی که عشق را تجربه میکنی، از شعف، وقتی به دستش میآوری و از اندوه، وقتی دستانت نایی برای مشت شدنی مقابل ستم، در خود نمییابند. من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم... میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم... غمِ تو را همان شب، که دل سپردم به جان خریدم قسم... به جانِ تو من، به جان رسیدم، تو را که دیدم!